الفيض الكاشاني

213

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

تعليم و تعلّم با ميان آورند كه هم درس باشد و هم وعظ ، چنانچه طريقهء ماضين است - رحمهم‌اللَّه - محفوف به وقار و سكينه و انصاف و حلم و رزانت ؛ « 1 » بعيد از هوا و نفسانيّت و غضب و ترك ادب . و اگر چنين كنند آن افضل طاعات و اجلّ عبادات باشد . بايد كه چون اين مجلس كثيرالخير انتظام يابد ، اخوان در حضور در آن تقصير ننمايند و بى عذرى صحيح از آن تخلّف نكنند . براى آن كه معلوم نيست كه كلمه‌اى كه خداى عزّوجلّ نجات آن شخص به آن متعلّق ساخته كدام است و در كدام وقت خواهد شنيد . تأثير يك كلام از مسلمة بن عبدالملك منقول است كه گفت : بامدادى به خانه عمر بن عبدالعزيز رفتم در اندرونى كه بعد از فجرتنها آن جا مىسود . « 2 » كنيزكى آمد و طبقى خرما از آن جا برداشت گفت : اى مسلمه ! اگر مردى اين بخورد و آبى بر سر آن بياشامد او را بس باشد ؟ گفتم : نمىدانم . پس باره‌اى بيشتر از آن برداشت گفت : اين چه ؟ گفتم : بلى ، اين كافى باشد و كمتر از اين نيز ، چنانچه اگر اين بخورد تا شب باك ندارد كه هيچ طعام ديگر نچشد . گفت : پس براى چه آدمى به دوزخ رود ؟ يعنى آدمى كه ، كفى خرما و آبى او را كفايت باشد ، براى چه در مداخل دنيا كه مقتضى است به استحقاق دخول نار در رَوَد و به حال خود نباشد ؟ مسلمه گفت : هيچ وعظ در من چنان كارگر نيامد كه اين سخن . غرض كه آدمى نمىداند كه كدام سخن در او در خواهد گرفت . مسلمه بسيار مواعظ عمر بن عبدالعزيز و غير او شنيده بود امّا هيچ يكى چنان در او نگرفته بود كه اين سخن . روزى يكى از ابناء ثروت بر

--> ( 1 ) . رزانت : استوار بودن . ( 2 ) . م : بعدالفجر آن جا مىبود .